عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

279

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

اتراق در چيل نادر - عكس با جماز 534 چون پستخانه نرسيد و كليّهء فروش و چادرها و بارها خيسيده فردا را امكان حركت نيست و بهتر اين است به جزئى سيورساتى كه تهيه شده قناعت و درمشو را بدل از براى كاه قرار [ دهيم ] و توقف اختيار كنيم و به اين جهت يكشنبه بيست و پنجم را در منزل چيل نادر متوقف [ مانديم ] و على الصّباح بعد از اداى فريضه بدوا به اتمام خواندن و جواب نوشتن نوشتجات مصمم [ شدم ] و ميرزا عبد اللّه خان منشى را خواستم و بعضى از نوشتجات لازمه را به مشار اليه تقرير كردم و انشاء اللّه در منازل [ 318 ] عرض راه حامل نوشتجات را عودت خواهم داد . و بعد از آن چند نفر از نوكرهاى بلوچى را كه از اين نقطه مرخص خواهند شد با جمّاز حاضر كرده خودم با آنها سواره عكس برداشتيم . وضع چيل نادر 535 و بعد از آن به عزم تماشاى چيل نادر با سايكس صاحب و [ شيرو ] ژ ماژر « 1 » و چند نفر از نوكرها سوار شده رفتيم . و در نزديكيهاى چيل به‌واسطهء وفور گل طورى سم اسب به گل مىنشست كه قدرت حركت نداشت . لابدا پياده شده دو هزار قدمى رفته به چيل نادر رسيديم و مخصوصا به نوكرها گفتم طول و ذرع آن را تعيين و عمق آن را نيز تخمين كردند و معلوم شد كه سه هزار و هشتصد و چهل مطر طول و از شش الى پانزده ذرع عرض و چهار پنج ذرع عمق داشت ، و معلوم مىشود اين چيل را عمدا حفر كرده‌اند و طبيعى نيست . زيرا كه خاكهاى كف آن را به‌طرف يمين كه اندك فراز دارد و محتمل است سيل گل آورده و پر شود ريخته‌اند . و همين‌كه در زمستان از آب باران پر شود تا سال ديگر آب دارد و طول آن هم از شرق به غرب [ است ] و آبش در اين نقطه براى عابرين خيلى مفيد است . ولى در اواخر تابستان به واسطهء شورى زمين آبش شور و ناگوار مىشود و عوام النّاس مىگويند اين غدير كبير را به حكم نادر شاه حفر كرده‌اند و صدق و كذب آن معلوم نيست . جنگل 536 صبح دوشنبه 26 - بعد از اداى نماز مصمّم گنبد شده همين‌كه دو ساعت از طلوع گذشت اردو پيش‌وپس حركت كرده روانه شدند . راه اين منزل پنج فرسخ كامل ، و

--> ( 1 ) - نام اين شخص آنطور آورده شد كه در صفحهء 246 ذكر شده است . و مقدمه ديده شود .